همینگوی؛ روزنامهنگاری که آرام و قرار نداشت

وی پس از فارغالتحصیلی از دبیرستان «اوکپارک و ریور فارست» در سال ۱۹۱۷، به عنوان خبرنگار در روزنامه «کانزاس سیتی استار» در ایالت میزوری مشغول به کار شد. سال بعد، همزمان با نخستین جنگ جهانی، به عنوان راننده داوطلب آمبولانسِ صلیب سرخ راهی جبهه ایتالیا شد. در آنجا بر اثر اصابت خمپاره مجروح گشت و ماهها را به مداوا و گذران دوران نقاهت سپری کرد.
به گزارش خبرگزاری روش شناسی در مدیریت، در ۲۱ ژوئیه ۱۸۹۹ [۳۰ تیر ۱۲۷۸]، ارنست میلر همینگوی، خالق رمانهای ماندگاری چون «زنگها برای که به صدا درمیآیند» و «پیرمرد و دریا»، در اوکپارکِ ایالت ایلینوی چشم به جهان گشود. این چهره برجسته و جریانساز ادبیات آمریکا، به سبب نثر بیپیرایه، صریح و ایجازگوییِ هنرمندانهاش به شهرت رسید. همینگوی که در آثار خویش به مضامینی چون جنگ و گاوبازی میپرداخت، به داشتن منشِ جسورانه، ماجراجو و افراط در نوشیدن نیز شهره بود.
او در دوران کودکی — به عنوان دومین فرزند از شش فرزندِ کلارنس همینگویِ پزشک و گریس هال همینگویِ موسیقیدان — ماهیگیری و شکار را فراگرفت؛ دلبستگیهایی که تا پایان عمر، پرشور و زنده در وجودش باقی ماندند. وی پس از فارغالتحصیلی از دبیرستان «اوکپارک و ریور فارست» در سال ۱۹۱۷، به عنوان خبرنگار در روزنامه «کانزاس سیتی استار» در ایالت میزوری مشغول به کار شد. سال بعد، همزمان با نخستین جنگ جهانی، به عنوان راننده داوطلب آمبولانسِ صلیب سرخ راهی جبهه ایتالیا شد. در آنجا بر اثر اصابت خمپاره مجروح گشت و ماهها را به مداوا و گذران دوران نقاهت سپری کرد.
در دهه ۱۹۲۰، همینگوی در پاریس فرانسه اقامت داشت و بخشی از گروهی از نویسندگان و هنرمندان مهاجر بود که افرادی چون اف. اسکات فیتزجرالد، گرترود استاین و ازرا پاوند در آن حضور داشتند. همینگوی در سال ۱۹۲۵ نخستین مجموعهداستان کوتاهش را در ایالات متحده منتشر کرد و به دنبال آن، در سال ۱۹۲۶ رمان تحسینشدهاش، «خورشید همچنان میدمد» (The Sun Also Rises) را به چاپ رساند؛ داستانی درباره گروهی از مهاجران آمریکایی و بریتانیایی در دهه ۱۹۲۰ که از پاریس به پامپلونا در اسپانیا سفر میکنند تا به تماشای گاوبازی بنشینند.
در سال ۱۹۲۹، همینگوی که در آن زمان اروپا را ترک کرده و به کی وستِ فلوریدا نقل مکان کرده بود، رمان «وداع با اسلحه» (A Farewell to Arms) را منتشر کرد. این رمان درباره یک راننده آمبولانس آمریکایی در جبهه ایتالیا در طول جنگ جهانی اول و عشق او به یک پرستار زیبای انگلیسی است. در سال ۱۹۳۲، کتاب غیرداستانی او با عنوان «مرگ در بعدازظهر» (Death in the Afternoon) که درباره گاوبازی در اسپانیا بود، منتشر شد. پس از آن در سال ۱۹۳۵ اثر غیرداستانی دیگری به نام «تپههای سبز آفریقا» (Green Hills of Africa) به چاپ رسید که روایتی از سفر شکار همینگوی به شرق آفریقا در اوایل دهه ۱۹۳۰ بود. در اواخر دهه ۱۹۳۰، همینگوی برای گزارش جنگ داخلی اسپانیا به این کشور سفر کرد و مدتی نیز در کوبا زندگی کرد. در سال ۱۹۳۷، او رمان «داشتن و نداشتن» (To Have and Have Not) را منتشر کرد که درباره ناخدای یک قایق ماهیگیری بود که مجبور میشود بین کی وست و کوبا قاچاق کند.
در سال ۱۹۴۰، رمان تحسینشده «زنگها برای که به صدا در میآیند» (For Whom the Bell Tolls) منتشر شد؛ داستانی درباره یک جوان آمریکایی که در جنگ داخلی اسپانیا در کنار گروهی از پارتیزانها میجنگد. همینگوی در طول جنگ جهانی دوم به عنوان خبرنگار جنگی در اروپا به فعالیت پرداخت و در سال ۱۹۵۰ رمان «آنسوی رودخانه و میان درختان» (Across the River and into the Trees) را منتشر کرد.
آخرین اثر مهم همینگوی که در زمان حیاتش منتشر شد، رمان کوتاه «پیرمرد و دریا» (The Old Man and the Sea) در سال ۱۹۵۲ بود؛ داستانی درباره یک ماهیگیر پیر کوبایی که تمثیلی از تلاشهای خودِ نویسنده برای حفظ هنر خویش در مواجهه با شهرت و توجه عمومی بود. همینگوی به چهرهای کالت تبدیل شده بود که چهار ازدواج و ماجراجوییهایش در شکار حیوانات بزرگ و ماهیگیری، به طور گسترده در مطبوعات پوشش داده میشد. با این حال، علیرغم شهرتش، او در دهه پیش از انتشار «پیرمرد و دریا»، اثر ادبی برجستهای خلق نکرده بود. این کتاب در سال ۱۹۵۳ برندهی جایزه پولیتزر شد و همینگوی در سال ۱۹۵۴ جایزهی نوبل ادبیات را از آن خود کرد.
پس از جان سالم به در بردن از دو سانحه هوایی در آفریقا در سال ۱۹۵۳، همینگوی دچار اضطراب و افسردگی شدیدی شد. در دوم ژوئیه ۱۹۶۱ [11 تیر 1340]، او در خانه خود در کچامِ آیداهو با شلیک تفنگ شکاری به زندگی خود پایان داد. (پدر او نیز در سال ۱۹۲۸ دست به خودکشی زده بود.)
سه رمان از همینگوی پس از مرگش منتشر شدند: «جزایر در جریان» (Islands in the Stream) در ۱۹۷۰، «باغ عدن» (The Garden of Eden) در ۱۹۸۶ و «حقیقت در اولین روشنایی» (True at First Light) در ۱۹۹۹. همچنین کتاب خاطرات او با عنوان «عیش مدام» (A Moveable Feast) که در آن از دوران اقامتش در پاریس در دههی ۱۹۲۰ نوشته بود، در سال ۱۹۶۴ به چاپ رسید.
منبع: www.history.com
۲۵۹